تبليغاتX
اتاق آبی - هق هق بی تعارف !
برای من تنها جایی که سرماش قابل تحمله ! حیاط اونجاست وقتی که می شینم روی اون فرشای سرخ رنگ و با سکوت تا می تونم نگاهش می کنم ...

من و دلم عجیب برای حرم و کبوتراش گرفته شدیم ...

من و دلم  این روزا هوای سخت غربتمون رو دخیل پنجره فولادش زدیم ...

من و دلم و هوای هق هق بی تعارفمون ...

 

سلام امام رضا...منو یادتونه؟

همون دختری که تو دلش هزار تا حرف نگفته داشت و وقتی می اومد پیشتون هر کاری می کرد نمی تونست لب از لب باز کنه...

امام رضا...من دلم تنگ شده...برا همون سکوتی که لبریز اشک بود و التماس...

این دل هواتونو کرده امام رضای مهربون...

... 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 20:53  توسط زهرا  |